Blog News (فارسی)
English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


قلب من برای آنجا می‌تپد/ بخش هفتم
[سفرنامه] سفر شمال
۲۹ اکتبر ۲۰۰۸
/نوشته‌ی خزر فاطمی
برگردان: محمد افراسیابی
مسافرت بشمال بخیر گذشت. همه‌ کسانی که مرا می‌شناسند می‌دانند که با حرکت ماشین، منهم به خواب می‌روم. اما در سفر شمال، در تمام طول راه، شاید ده دقیقه خواب بچشمان من راه نیافت. جاده آن‌قدر زیبا و دیدنی بود که حیف‌ام می‌آمد بخوابم و آن همه زییابی را نه بینم. اصلن نمی‌توانستم بخوابم. لحظه‌ای توی کویر بودیم و لحظه‌ی بعد خودمان را در ارتفاع ۴۰۰۰ متری سطح دریا می‌یافتیم. برف همه جا را پوشانیده بود. دیری نمی‌گذشت که متوجه می‌شدی مزارع سبز ترا محاصره کرده است. چند لحظه بعد قطار شترها از مقابل چشمان تو، سلانه سلانه بسوی مقصدی نامعلم راه می‌سپردند.


اضافه شده توسط عمو اروند | ۱۱:۰۸ ۹۰/۱۰/۲۰


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر