English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی
Last Updated Weblogs
Update.1Irani.Com

Language problems

دیروز حوالی ظهر در شبکه‌ی جام جم یک در برنامه‌ی به گمانم خانه‌ی مهر یا یک همچین اسمی ـ  همین جور الله بخکی زده بودم به این کانال ـ بعد از کلاس شرینی‌پزی رفتند سراغ استاد فرهیخته‌ای که می‌خواست در مورد گیاهان و فیلان صحبت کند. مرد مسن مو سفیدی بود که اول بسم الله شروع کرد که «به تمام بینندگان فارسی‌زبان سلام عرض می‌کنم!» و کلی عرض ارادت کرد به زبان فارسی. شاید بگویید چون شبکه برون مرزی است اینطوری گفتند ولی باز هم توجیه ندارد. مگر تمام ایرانیان خارج از کشور فارسی‌زبان هستند؟

من؟ عصبانی شدم دلخور شدم و به امیر گفتم ـ امیر مجبور بود خانه باشد چون باید فرش را می‌دادیم قالی‌شویی ـ وقتی دانشجو بودیم یک آقای رزیدنتی داشتیم به نام دکتر سلطان‌زاده که خدا هر جا هستند سلامت بداردش سر یک کلاسی صحبت کشید به اینکه «فارسی شکر است، ترکی هنر است.» طبق معمول فارسی‌زبان‌ها کلی اعتراض کردند. دکتر گفتند خوب اگر راست می‌گویید کلمه‌ی آسپیریشن را به فارسی و فقط با یک کلمه‌ی فعلی بیان کنید. البته که ممکن نبود، معادل فارسی‌اش پریدن هر چیزی [مثل آب دهان] به مجاری تنفسی است. در ترکی معادل فعلی دارد: «چچماخ/chechamaakh» که پسوند «آخ» نشانه‌ی مصدری فعل در ترکی است.

نمی‌خواهم بگویم ترکی بهترین زبان است ولی نمی‌توانید منکر نقص در زبان فارسی باشید. شاید عده‌ای بگویند ترکی خشن است و لطافت ندارد. ولی اصلاً اینطور نیست. بگذریم.

یکی ار مشکلات عمده‌ی من در زندگی با امیر سر زبان است ـ امیر اصلاً ترکی بلد نیست ـ مثلاً موقع احساس درد در نقطه‌ای از پاهام بعد از بستن کافو نمی‌توانم نقطه را به امیر برسانم. در ترکی مانند زبان انگلیسی برای هر قطعه‌ی اندام‌ها اسمی است. ولی در فارسی اینطور نیست. وقتی می‌خواهم بگویم که مثلاً بند کافو دارد قسمت رویی پا ـ زیر مچ تا انگشتان منظورم است ـ تحریک می‌کند امیر گیج می‌شود چون در فارسی بین «ایاخ/ayaakh»  و «قیچ/qich» معادل انگلیسی ـ به ترتیب ـ «foot» و «leg» تمایزی قایل نشده‌اند و به کل آن می‌گویند پا [البته در ارومیه هم حتی به ایاخ می‌گویند قیچ!!] و باید کلی کلمه استفاده کنی تا منظورت را برسانی و این مرا واقعاً کلافه می کند. سختم است. آن وقت هم درد و تحریک و مورمور شدید کلافه‌ام می‌کند و هم گیج شدن امیر که طفلک نمی‌داند کدام بند را باید شل کند.

آن‌وقت مرد گنده‌ی اهل فن می‌آید در شبکه‌ی جام‌جم فرمایش می‌کند زبان فارسی فیلان! انگار نه انگار زبان‌های دیگری مانند کردی و ترکی و لری و ... هم وجود خارجی دارند! احمق!

 

 

 


Language problems

دیروز حوالی ظهر در شبکه‌ی جام جم یک در برنامه‌ی به گمانم خانه‌ی مهر یا یک همچین اسمی ـ  همین جور الله بخکی زده بودم به این کانال ـ بعد از کلاس شرینی‌پزی رفتند سراغ استاد فرهیخته‌ای که می‌خواست در مورد گیاهان و فیلان صحبت کند. مرد مسن مو سفیدی بود که اول بسم الله شروع کرد که «به تمام بینندگان فارسی‌زبان سلام عرض می‌کنم!» و کلی عرض ارادت کرد به زبان فارسی. شاید بگویید چون شبکه برون مرزی است اینطوری گفتند ولی باز هم توجیه ندارد. مگر تمام ایرانیان خارج از کشور فارسی‌زبان هستند؟

من؟ عصبانی شدم دلخور شدم و به امیر گفتم ـ امیر مجبور بود خانه باشد چون باید فرش را می‌دادیم قالی‌شویی ـ وقتی دانشجو بودیم یک آقای رزیدنتی داشتیم به نام دکتر سلطان‌زاده که خدا هر جا هستند سلامت بداردش سر یک کلاسی صحبت کشید به اینکه «فارسی شکر است، ترکی هنر است.» طبق معمول فارسی‌زبان‌ها کلی اعتراض کردند. دکتر گفتند خوب اگر راست می‌گویید کلمه‌ی آسپیریشن را به فارسی و فقط با یک کلمه‌ی فعلی بیان کنید. البته که ممکن نبود، معادل فارسی‌اش پریدن هر چیزی [مثل آب دهان] به مجاری تنفسی است. در ترکی معادل فعلی دارد: «چچماخ/chechamaakh» که پسوند «آخ» نشانه‌ی مصدری فعل در ترکی است.

نمی‌خواهم بگویم ترکی بهترین زبان است ولی نمی‌توانید منکر نقص در زبان فارسی باشید. شاید عده‌ای بگویند ترکی خشن است و لطافت ندارد. ولی اصلاً اینطور نیست. بگذریم.

یکی ار مشکلات عمده‌ی من در زندگی با امیر سر زبان است ـ امیر اصلاً ترکی بلد نیست ـ مثلاً موقع احساس درد در نقطه‌ای از پاهام بعد از بستن کافو نمی‌توانم نقطه را به امیر برسانم. در ترکی مانند زبان انگلیسی برای هر قطعه‌ی اندام‌ها اسمی است. ولی در فارسی اینطور نیست. وقتی می‌خواهم بگویم که مثلاً بند کافو دارد قسمت رویی پا ـ زیر مچ تا انگشتان منظورم است ـ تحریک می‌کند امیر گیج می‌شود چون در فارسی بین «ایاخ/ayaakh»  و «قیچ/qich» معادل انگلیسی ـ به ترتیب ـ «foot» و «leg» تمایزی قایل نشده‌اند و به کل آن می‌گویند پا [البته در ارومیه هم حتی به ایاخ می‌گویند قیچ!!] و باید کلی کلمه استفاده کنی تا منظورت را برسانی و این مرا واقعاً کلافه می کند. سختم است. آن وقت هم درد و تحریک و مورمور شدید کلافه‌ام می‌کند و هم گیج شدن امیر که طفلک نمی‌داند کدام بند را باید شل کند.

آن‌وقت مرد گنده‌ی اهل فن می‌آید در شبکه‌ی جام‌جم فرمایش می‌کند زبان فارسی فیلان! انگار نه انگار زبان‌های دیگری مانند کردی و ترکی و لری و ... هم وجود خارجی دارند! احمق!

 

 

 


[image: گزارشگران بزرگ نویسنده: دیوید رندال، ترجمة علی اکبر

وقتی دکتر قاضی زاده یه اثر جدید به بازار کتاب رسانه می فرسته، انگار خون جدیدی توی رگ هام جریان پیدا می کنه. 

روحانی مچکریم!


پی نوشت: به بهانه انتشار کتاب گزارشگران بزرگ با ترجمه دکتر علی اکبر قاضی زاده عزیز


The Gym Way of Living, by Sylvia Print

با ادای احترامات فائقه به آیدای عزیز (+) چون وبلاگشان فیلتر است و این مطلب فوق‌العاده زیباست در وبلاگ ثبت می‌کنم.

 

«زندگی مث بدن‌سازی می‌مونه. فکر می‌کنی به ته‌ش که برسی، چه مانکنی بشی. اما ته‌ای وجود نداره. اول باید چربی‌ها رو تبدیل به ماهیچه کنی. بعد رو ماهیچه‌ها کار کنی تا جا بیفتن. بعد شروع کنی بتراشی‌شون و اضافی‌هاشونو سمباده بزنی. بعد؟ تموم نمی‌شه که. بعد باید زحمت بکشی نگرشون داری که از دست نرن. دوباره تبدیل به چربی نشن. گوشه‌کنار اضافه در نیارن.

 

زندگی مث بدن‌سازی می‌مونه. اولش با ذوق و شوق می‌ری باشگاه، فک می‌کنی به۲. شب که بدن درد میاد سراغت اما، بیچاره می‌شی. همه به‌ت می‌گن تحمل کن، همین یه هفته‌ست. عادت می‌کنی. می‌گی خب. یه هفته تحمل می‌کنی. متوکاربامول. کلسیم-زینک. هفته‌ی دوم فکر می‌کنی راست می‌گفتنا. عادت کردم. به۲. بی‌خبر از این‌که از هفته‌ی سوم هر هفته تمرینات عوض می‌شن. هی سنگین‌تر می‌شن. بنابراین هر هفته بدن درد داری. تا برسی به آخر هفته و عادت کنی، دوباره تمرینای جدید. دوباره عضله‌های جدید و دردای جدید. یه دردایی تو یه عضله‌هایی یه گوشه‌کنارایی از تن‌ت که حتا نمی‌دونستی وجود خارجی دارن تا دو روز پیش. بنابراین به درده عادت نمی‌کنی. به درد کشیدنه عادت می‌کنی. دیگه روت نمی‌شه غر بزنی. بی‌خیال بابا. درد داره دیگه. بپذیر فرزندم.

 

زندگی مث بدن‌سازی می‌مونه. به عنوان یه آدم رژیم‌ستیز، هزار بار به مربی‌ت می‌گی من آدم رژیم نیستم‌ها. می‌گه باشه فرزندم. تو که نمی‌خوای لاغر شی. می‌خوای متناسب شی. رژیم نداری. نترس. بعد روز اول، تا بدن‌ت هنوز داغه و دردا شروع نشده‌ن، یه برگه به‌ت می‌ده. این چیه؟ رژیم. دِ؟ رژیم پرخوریه بابا. نترس. دو هفته‌ی اول های‌پروتئین. دو هفته‌ی دوم های‌ویتامین. دو هفته‌ی سوم های‌فیلان. دو هفته‌ی چهارم های‌بیسار. بابا رژیم رژیمه دیگه. چه زورکی مجبور باشی بخوری، چه مجبور باشی نخوری جفتش اجباره. عزیزم می‌خوای متناسب بشی یا نه؟ بله می‌خوام. پس در نظر بگیر همینیه که هست. باشه.

 

زندگی مث بدن‌سازی می‌مونه. مربی‌ت بهت می‌گه با فلان وزنه کار کن، سه تا ست هشت‌تایی، بین هر کدوم ۴۵ ثانیه استراحت. اولی‌و که می‌زنی فک می‌کنی غولی و این که کاری نداشت و بقیه رو بی‌وقفه ادامه می‌دی و هفت‌هشت‌تا هم بیشتر می‌زنی و خیلی هم مسروری. مربی‌ت اما اینو تو مغزت جا می‌ندازه که فقط هشت‌تا، با مکث، با استراحت طولانی بین هر ست. وگرنه به جای این‌که ماهیچه دربیاری ماهیچه‌های نصفه‌نیمه‌ت رو هم می‌سوزونی. یادت می‌ده که اگه وقفه‌ها رو دست کم بگیری و به عضلاتت زمان ندی، کلن حرکتت یه حرکت سوخته‌ست. یاد می‌گیری قائل به پروسه باشی. آهسته و پیوسته. کمیت زیاد تو بازه‌ی کم لزومن نتیجه‌ی مثبتی نیست، چه بسا نتیجه‌ی عکس می‌ده هم.

 

زندگی مث بدن‌سازی می‌مونه. فکر می‌کنی حالا همه‌ش دو سه ماهه. تموم می‌شه دیگه. بعد اما می‌بینی سه ماه گذشته و دیگه نمی‌تونی بذاری‌ش کنار. مزه‌ش رفته زیر دندون‌ت. آلوده‌ش شدی. پای همه‌چی‌شم حاضری وایستی. صبا زود پاشی، شبا زود بخوابی، الکل و خورش بادمجون نخوری، سفیده‌ی تخم‌مرغ بخوری، سالم زندگی کنی. سالم بمیری. خیلی هلثی و هیوغ‌طور.»(+)



مطالعه مطالب کامل سی و هفتمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات
ماهنامه مديريت ارتباطات

ماهنامه تحليلي ، آموزشي و اطلاع رساني 

شماره 37، خرداد 1392
80 صفحه

 سرمقاله انتخابات و رسانه هاي سياه، سفيد و خاكستري
اميرعباس تقي پور   ص 9
مشاهده متن    [PDF 199KB]     مقام معظم رهبري: مردم كسي را ترجيح دهند كه زمينه ساز عزت براي آينده انقلاب و كشور باشد ص 10
مشاهده متن    [PDF 75KB]    نگاه سريال هاي ماهواره اي و مسموميت ايدئولوژيك خانواده ايراني
مريم صبري   ص 11
مشاهده متن    [PDF 140KB]     سرعت منهاي صحت؛ نگاهي به پوشش خبري بمب گذاري بوستون در رسانه هاي آمريكا
نگين حسيني   ص 12
مشاهده متن    [PDF 191KB]    گزارش ماه خبرهاي فوري، فوت شده اند!
فرهاد منجو  مترجم: نگين حسيني ص 13
مشاهده متن    [PDF 158KB]    يادداشت روز پدر و محتواي پيامك ها
مجتبين ظري   ص 14
مشاهده متن    [PDF 167KB]    گفت و گو تيتر، متن بادوام روزنامه نگاري است؛ با مجيد رضاييان به بهانه انتشار كتاب «تيترنويسي » 
وحيد اقدسي   ص 15
مشاهده متن    [PDF 164KB]    سياسي كمپين؛ مفهومي آشنا اما بعيد
بهروز شيخ رودي   ص 18
مشاهده متن    [PDF 192KB]     روايتي از يك كمپين انتخاباتي در روم باستان: دوستان را نزديك نگهدار، دشمنانت را نزديك تر
بهاره محبي   ص 19
مشاهده متن    [PDF 113KB]     12 دستورالعمل براي كمپيني فكر كردن ص 20
مشاهده متن    [PDF 151KB]     تاريخچه كمپين انتخاباتي در آمريكا ص 21
مشاهده متن    [PDF 154KB]     درباره كمپين انتخاباتي باراك اوباما: گوش دادن تسهيل ارتباط و تعامل بر پايه ارتباطات آنلاينص 22
مشاهده متن    [PDF 192KB]     موسوي نيا در گفت و گو با مديريت ارتباطات مطرح كرد: هدف، پيام و گفتمان در كمپين
مهشيد مظلوم   ص 24
مشاهده متن    [PDF 192KB]    افكارسنجي افكارسنجي در ايران؛ معتبر و گسترده
بهاره محبي   ص 25
مشاهده متن    [PDF 192KB]     محسن گودرزي در مصاحبه با مجله مديريت ارتباطات: از نظرسنجي دفاع مي كنم
فرشيد مقدم، آرش محبي   ص 27
مشاهده متن    [PDF 245KB]     بررسي افكارسنجي از ديدگاهي قانوني
مصطفي مسجدي آراني   ص 32
مشاهده متن    [PDF 112KB]     گفت و گو با سرپرست سابق ايسپا: انجام نظرسنجي سياسي در ايران دشوار است ص 33
مشاهده متن    [PDF 102KB]     نظرسنجي و نقش آن در انتخابات؛ پلي به سوي پيروزي يا شكست
مهدي سرايي   ص 34
مشاهده متن    [PDF 262KB]    ICT و فرهنگ تنوع فرهنگي در عصر جهاني شدن و ارتباطات
مهدي فولادگر   ص 38
مشاهده متن    [PDF 214KB]     فناوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي: فرصت ها و چالش هاي تنوع فرهنگي و زباني
پروفسورب اسيوني ابراهيم حمادا   ص 39
مشاهده متن    [PDF 656KB]     وقتي فرهنگ ها و رايانه ها با هم برخورد مي كنند: بازانديشي ارتباطات كامپيوتري براساس انتظارات بين فرهنگي
كريك اس تي امانت  مترجم: مسعود عباسي ص 42
مشاهده متن    [PDF 183KB]     رئيس سازمان اسناد و كتابخانه ملي: بايد دسترسي به اطلاعات را آسان كنيم
الهام عبادتي   ص 44
مشاهده متن    [PDF 172KB]     گفت و گو با فرهاد اعتمادي، رئيس اداره ارتباطات كميسيون ملي يونسكو: برنامه منسجم تنوع فرهنگي در كشور وجود ندارد
محيا بركت   ص 46
مشاهده متن    [PDF 174KB]     ارتباطات پشتيبان توسعه؛ نگاهي به جايگاه ارتباطات و فناوري اطلاعات در پنج برنامه توسعه
آزاده مرني   ص 48
مشاهده متن    [PDF 172KB]     اهميت برنام هريزي توسعه و توجه به ارتباطات در توسعه
بتول فيروزي   ص 49
مشاهده متن    [PDF 151KB]     نقش آفريني مواد ارتباطي در برنامه هاي توسعه: شاخص يا ابزار توسعه؟؛ جايگاه ارتباطات در برنامه ريزي توسعه ايران
سيدتقي كمالي   ص 50
مشاهده متن    [PDF 208KB]    رسانه سونامي استقبال از شبكه هاي اجتماعي؛ بررسي آخرين وضعيت شبكه هاي اجتماعي در كشور ارمنستان ص 54
مشاهده متن    [PDF 248KB]     بررسي آخرين وضعيت اينترنت در ارمنستان؛ مرز ميان آسيا و اروپا: دانلود 2200 ، آپلود 1400 كيلوبيت بر ثانيه
احمد كارخانه   ص 55
مشاهده متن    [PDF 247KB]     تار و پود هنر و معماري در ارمنستان؛ صفر تا 100 ارمنستان در يك گزارش
مرتضي پروانه   ص 57
مشاهده متن    [PDF 171KB]     سفير كشور ارمنستان در گپ و گفتي كوتاه با ماهنامه مديريت ارتباطات: سرعت اينترنت ارمنستان دو برابر ايران است
علي البرزي   ص 58
مشاهده متن    [PDF 137KB]     فشار نخبگان سياسي و اقتصادي بر رسانه ها؛ گزارش اختصاصي خبرنگار واحد مركزي خبر در ارمنستان براي ماهنامه مديريت ارتباطات
برمك بيات   ص 59
مشاهده متن    [PDF 157KB]    پرونده ويژه روز اول هفته روابط عمومي: يادي از درگذشتگان خانواده روابط عمومي و ارتباطات ص 62
مشاهده متن    [PDF 133KB]     روز دوم هفته روابط عمومي؛ در هشتمين همايش روابط عمومي الكترونيك مطرح شد: لزوم هوشمندسازي روابط عمومي ها جهت كارآمدي بيشتر ص 63
مشاهده متن    [PDF 261KB]     روز سوم هفته روابط عمومي؛ اساتيد ارتباطات در دومين كنفرانس روابط عمومي و صنعت مطرح كردند: لزوم تجهيز روابط عمومي ها به ا بزارهاي مخاطب پژوهي ص 67
مشاهده متن    [PDF 338KB]    خبر برگزاري هشتمين جشنواره ملي انتشارات روابط عمومي ص 72
مشاهده متن    [PDF 172KB]     پنجمين روز هفته روابط عمومي: نشر و توليد نظريه؛ حلقه مفقوده ارتباطات در ايران
حميد نورشمسي   ص 73
مشاهده متن    [PDF 191KB]     ششمين روز هفته روابط عمومي: پيشكسوتان و فعالان روابط عمومي و رسانه گرد هم آمدندص 75
مشاهده متن    [PDF 126KB]     هفتمين روز هفته روابط عمومي: ارسال طومار درخواست درج «هفته روابط عمومي » در تقويم رسمي كشور به شوراي فرهنگ عمومي ص 76
مشاهده متن    [PDF 105KB]    پرونده ويژه آسيب شناسي صميمانه ارتباطات در ايران در نشستي دانشجويي
محبوبه آطاهريان   ص 77
مشاهده متن    [PDF 107KB]     نگارش در روابط عمومي
تامس.اچ.بيوينز  مترجم: عليرضا باستاني ص 78
مشاهده متن    [PDF 262KB]    تعداد صفحات: 80 صفحه
تاريخ انتشار: 1/4/92 
تلفن: 14-88931913 (021)

ابزار جدیدی که پسرک سه ساله را برای اولین بار شنوا کرد
حامد حاتمی
نخستین ایمپلنت ساقه شنوایی برای کودکان، به پسرک سه ساله ای از اهالی شارلوت کارولینای شمالی رسید و او را قادر ساخت تا با مفهوم صدا آشنا شود. گریسون کلمپ پسرک سه ساله ای که بدون هیچ عصب شنوایی در حلزون گوش به دنیا آمده، این ابزار را دریافت کرد؛ ابزاری که مغز او را قادر می سازد تا صداها را تجزیه و تحلیل کند.پیش از این پزشکان می دانستند که دریافت زودهنگام ایمپلنت های حلزون در کودکان ناشنوا می تواند به آنها در برقراری روابط اجتماعی بهتر و یادگیری کمک فراوانی کند. اما مشکل اینجا بود که گریسون کوچولو بدون عصب شنوایی به دنیا آمده بود. بنابراین دریافت یک ایمپلنت حلزون بدون عصب شنوایی هیچ فایده ای برای او نداشت و در نتیجه مساله جراحی و کاشت حلزون او در 18 ماهگی اش منتفی شد.در حالی که والدین گریسون در نگرانی و بلاتکلیفی روزها را می شمردند، دانشمندان سراغ راه حل جدیدی برای حل این مشکل رفتند: «چطور است یک میکرو چیپ ریز را صاف توی مرکز شنوایی مغز گریسون بکاریم؟» روشها بررسی شدند. ابزار لازم توسعه داده شد و ماه گذشته گریسون تحت یک عمل جراحی 8 ساعته قرار گرفت تا این ابزار کوچک را دریافت کند. میکروچیپی که به او امکان می داد بدون نیاز به مسیر معمول شنوایی، مستقیما صداها را در مغز خود دریافت و درک کند.«من تابه حال این نگاه را از او ندیده بودم، یعنی اون عمیقا توی چشمان من نگاه می کرد و برای اولین بار صدای من رو می شنید. این واقعا فوق العاده است» پدر گریسون از این کلمات برای بیان هیجان و خوشحالی خود استفاده می کند. مادر گریسون هم ادامه می دهد: «اون از صداها خوشش میاد، اون محرک ها رو دوست داره...دریافت رو...اون کنجکاوه و مطمئنا لذت می بره»آقا و خانم کلمپ این خوشحالی را مدیون دکتر کریگ باکمن (جراح گوش و حلق و بینی) و دکتر متیو اِوِند (جراح مغز و اعصاب) هستند که با همکاری هم این جراحی 8 ساعته را به سرانجام رساندند. دکتر باکمن هم ظاهرا از نتیجه تلاش خود و همکارانش خرسند است: «وقتی دیدم که اون پسر واکنش نشون میده، حسی در من برانگیخته شد، حسی که می گفت پتانسیلی بوده که ما بتونیم یک جوری دنیا رو تغییر بدیم.»
گذشته از احساسات قوی که لابلای این ماجرا وجود دارد، رگه های قوی از امید هم دیده می شود. امید به این که روزی مساله ای به نام ناتوانی جسمی برای بشر بی معنا شود. نظر شما در این باره چیست؟منبع : نارنجی

هشدار محمد یزدی

'خطر تجزیه' جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

محمد یزدی، رئیس شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، از نهادهای محافظه کار سیاسی و مذهبی در ایران، درباره تجزیه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم هشدار داده است.

آقای یزدی در گفت و گو با خبرگزاری مهر گفته است که جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در جریان انتخابات ریاست جمهوری اخیر، ضربه خورده و به گفته او "کار تا تجزیه جامعه مدرسین هم پیش رفت."

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم یکی از تشکل‌های اصلی روحانیون محافظه‌کار در ایران است. این نهاد به تازگی پنجاهمین سالگرد تاسیس خود را جشن گرفته است.

در جریان انتخابات ریاست جمهوری اخیر، جامعه مدرسین به طور رسمی از نامزدی علی اکبر ولایتی در انتخابات حمایت کرد، اما به گفته آقای یزدی شماری از چهره های نزدیک به محمدتقی مصباح یزدی، از روحانیون محافظه کار قم، در مورد صحت جلسه ای که به این انتخاب منجر شد، ابراز تردید کردند.

آقای مصباح یزدی که او هم از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم است از نامزدی سعید جلیلی در انتخابات حمایت می کرد.

محمد یزدی: مخالفت دو سه نفر شک و شبهه ایجاد کرد

محمد یزدی طی این مصاحبه درباره ماجرای انتخابات علی اکبر ولایتی به عنوان نامزد مورد حمایت جامعه مدرسین توضیح داده و گفته روز یازدهم خرداد پس از یک روز تاخیر، جامعه مدرسین باید تصمیم نهایی می گرفت.

به گفته آقای یزدی "در زمان اتمام جلسه اکثریت آن جلسه ۱۵ نفر بود که بر اساس مصوبه جلسه فوق العاده دهم خرداد این اکثریت باید اعلام می شد. پس اکثر جامعه آقای ولایتی را انتخاب کردند و چند نفر هم که در آن جلسه حضور نداشتند بعداً اضافه شدند و با امضاء نامه ای، رای اکثریت را تایید کردند... بعد از این جریان ما متوجه شدیم بعضی از دوستان و اعضای جامعه محترم مدرسین و از علاقه مندان آیت الله مصباح از جمله آقایان عبداللهی، رجبی، کعبی گفتند که این جلسه فوق العاده قانونی نبوده و این اکثریت نیست و بنده هرچه گفتم آنها قبول نکردند."

آقای یزدی گفته "مخالفت این دو سه نفر از آقایان سبب شد که در رای اکثریت شک و شبهه ایجاد شود."

محمود عبداللهی عضو هیات رئیسه جامعه مدرسین، محمود رجبی و عباس کعبی هم دو نفر از اعضای این تشکل سیاسی هستند که از چهره های نزدیک به محمد تقی مصباح یزدی محسوب می شوند.

به گفته رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، "این دو سه نفر... به هر حال یک ضربه ای به جامعه مدرسین وارد کردند که امیدوارم این ضربه با گذشت زمان از بین برود. البته بنده در حال حاضر از کسی گله ای ندارم، ولی واقعا علت این ضربه را ناشی از کم تجربگی و جوانی آنها می دانم."

 

آقای یزدی در گفته های اخیرش، درباره نقش آقای مصباح یزدی در به وجود آمدن "خطر تجزیه" جامعه مدرسین و اختلافات اخیر هشدار داده است.


صحبت‌های عوامل مجموعه «هوش سیاه»

 بسیاری معتقد بودند سریال‌های پلیسی ایرانی را نمی‌شود با نمونه‌های خارجی مقایسه کرد و تلاش‌های سازمان صدا‌و‌سیما برای ساخت چنین سریال‌هایی تقریبا بی‌نتیجه بوده است.

وقتی سریال «هوش سیاه» روی آنتن رفت بسیاری متقاعد شدند که اگر حرفی تازه و تکنیک خاص در ساخت سریال‌های پلیسی اعمال شود می‌توان انتظار نتیجه مطلوب داشت. ساخت سری دوم «هوش سیاه» مهر تایید بر این فرضیه بود، هرچند برخی نیز معتقدند این سریال دچار کاستی‌هایی نیز هست.

حسین یاری، کیکاووس یاکیده، کیهان ملکی، حمید ابراهیمی، جمشید گرگین، امیر دلاوری، حسین سحرخیز، پیام دهکردی، سودابه بیضایی، سپهر گودرزی، امیر مومنی‌پور، امیر مهدی‌کیا، بهروز قادری، پرویز سیرتی، میثاق جمشیدی، سعید دولتی و کاظم هژیرآزاد از بازیگران اصلی این سریال هستند.

در سری دوم سریال «هوش سیاه» که محصول سیمافیلم است آمده است: «کامران بوریایی ملقب به هوش سیاه پس از دستگیری و زندانی شدن در پایان سری اول، تصمیم به فرار از زندان می‌گیرد. او که یک نابغه رایانه و متخصص در انجام جرائم اینترنتی است، از این توانایی خود در امور غیرقانونی و خلاف بهره می‌گیرد. با گریز «هوش سیاه» از زندان، سرگرد احمدی برای دستگیری مجدد او وارد عمل می شود.»

مسعود آب‌پرور کارگردان، آرش قادری نویسنده، سیدمرتضی فاطمی تهیه‌کننده، مجید واشقانی بازیگر، آرمان موسی‌پور آهنگساز مجموعه «هوش سیاه ۲» و حسین سلطان‌محمدی منتقد، مهمان کافه خبر شدند ودرباره چگونگی ساخت این سریال صحبت شد. مشروح این نشست را در ادامه می‌خوانید:

حسین سلطان‌محمدی، منتقد: سری اول مجموعه «هوش سیاه» فرصت خوبی برای آشنایی مخاطبان با جرایم اینترنتی فراهم کرد. خوشبختانه شخصیت‌های فیلم برای سری دوم مجموعه حفظ شدند. «هوش سیاه» نشان داد اگر امکانات فراهم باشد، این سریال می تواند از بسیاری از مجموعه های تلویزیونی داخلی بهتر باشد.


همایش فرصت‌های سرمایه‌گذاری گامی در جهت تحقق حماسه اقتصادی است
استاندار آذربایجان‌شرقی با بیان این که تحقق حماسه سیاسی، شرایط لازم جهت خلق حماسه اقتصادی را فراهم کرده است، تاکید کرد: همایش بین‌المللی فرصت‌های سرمایه‌گذاری، در راستای سیاست‌گذاری اقتصادی دولت بوده و زمان برگزاری آن، حکایت از عزم و ثبات مجموعه استان در پیگیری این سیاست هدفمند است.
احمد علیرضابیگی در دیدار با اعضای شورای اسلامی شهر تبریز، با بیان این که این همایش، تنها یک همایش محلی و منطقه‌ای نیست، یادآور شد: پیگیری روند سرمایه‌گذاری ملی درقالب همایش بین‌المللی فرصت‌های سرمایه‌گذاری آذربایجان‌شرقی، باعث خواهد شد که تبریز، به عنوان نماد سرمایه‌گذاری در سطح کشور معرفی شود.
وی از حضور قطعی 250 سرمایه‌گذار خارجی در چهارمین همایش بین‌المللی فرصت‌های سرمایه‌گذاری استان خبر داد و افزود: تحقق حماسه سیاسی ملت ایران موجب شد که مدعوین خارجی با ابراز علاقه و تمایل در این همایش شرکت کنند. 
علیرضابیگی با بیان این که حجم قابل توجهی از پروژه‌هایی که در این همایش ارایه خواهند شد مربوط به پروژه‌های مدیریت شهری تبریز است، تاکید کرد: اعضا و منتخبان شورای اسلامی شهر، نقش مهمی در تبیین این فرصت اقتصادی برای آحاد مردم خواهند داشت. 
استاندار آذربایجان شرقی با تاکید بر این که نباید این همایش، یک برنامه خاص دولتی، اداری و تشریفاتی تلقی شود، افزود: عموم مردم باید نسبت به اهمیت دستاوردهای این همایش آگاهی داشته و خود را در برگزاری موفق آن سهیم و مسئول بدانند.

خدمات دولت نهم و دهم در محرومیت زدائی قابل مقایسه با دولت های گذشته نیستn
تبریز- معاون عمرانی استاندار آذربایجان شرقی گفت: خدمات دولت های نهم و دهم در زمینه محرومیت زدایی از چهره نقاط دورافتاده بسیار چشمگیر بوده و قابل مقایسه با دولت های گذشته نیست.

محمدرضا اشرف نیا روز دوشنبه جمع فرمانداران و بخشداران استان، افزود: رهبری به طور مکرر از خدمات این دولت تجلیل و در بیانات اخیرشان فرمودند بهتر بود نامزدهای ریاست جمهوری به خدمات دولت هم اشاره می کردند که این توصیه نشان دهنده توفیق دولت نهم و دهم است.
وی با بیان اینکه در سایه اقدامات عمرانی دولت، امروز کشور ما به یک کارگاه بزرگ سازندگی تبدیل شده است، اظهار کرد: تمام مسایل زیربنایی و نیازهای توسعه ای استان ها در جریان سفرهای استانی و مصوبات آن پیش بینی شده است.

اشرف نیا با اشاره به طرح های مهر ماندگار استان، گفت: آذربایجان شرقی با 60 طرح به ارزش 60 هزار میلیارد ریال جزو استان های برتر در طرح های مهر ماندگار است که بیشتر پروژه های این استان در بخش زیربنایی است.
وی ادامه داد: در سال گذشته با وجود مشکلات اعتباری، اعتبار اکثر پروژه های مهر ماندگار استان تخصیص یافت، به طوریکه در بخش وزارت نیرو 80 درصد اعتبارات طرح های مهر ماندگار استان تخصیص یافت و در سه ماه اول امسال نیز 22 درصد این اعتبارات ابلاغ شده است.
اشرف نیا گفت: در بخش وزارت راه و شهرسازی 98 درصد اعتبارات سال 91 و 26 درصد اعتبارات در سه ماه اول سال جاری تخصیص یافته است.
وی با بیان اینکه دولت و شخص رییس جمهوری توجه ویژه ای به طرح های مهر ماندگار دارند، خاطرنشان کرد: تمام امکانات لازم برای رفت و آمد راحت مردم و سایر امکانات معیشتی در این دولت فراهم شده و امیدواریم افراد با انصاف این خدمات را نادیده نگیرند.


مأذنه های خاموش

نوای روح بخش  اذان در اوقات شرعی ؛ بیان وقت و  لحظه ی دیدار و نجوای اهل دل  با معبود است .صبحگاهان شاید به دلیل و بهانه عدم مردم آزاری  و رعایت حقوق مردم ؛در مأذنه های خاموش مساجد کرمانشاه صوت زیبای " الله اکبر" به گوش نمی رسد .

گویا کلیدداران حریم حرم مساجد در خوابند .


یامَن اِسمُهُ دَوا وَ ذِکرُهُ شَفاء

این نیاز بخصوص در هنگام صبح بیشتراز دیگراوقات  محسوس  است به نظر می آید امیدواریم صدای "الله اکبر " اذان از مأذنه های مساجد در فضای شهرها در اوقات شرعی با رعایت حق مردم  شنیده شود.



پسرم رفت مدرسه.به همین سادگی و همینقدر سریع 6 سال گذشت. وقتی
پسرم رفت مدرسه.

به همین سادگی و همینقدر سریع 6 سال گذشت. وقتی رسیدیم دم در مدرسه ، اونقدر معلم برای خوش آمدگویی ایستاده بودند که ارشک مرا به کل فراموش کرد و دوید داخل مدرسه.

رفتم که بپرسم مواظب بچه ام هستین که دیگر نتوانستم اشک هایم را نگه دارم ، آنقدر با بغض حرف زدم و آنقدر صورتم را کج و معوج کردم تا بتوانم جلوی گریه ام را بگیرم و چند کلمه حرف بزنم که فکر کنم بعد از رفتنم کلی به من خندیده اند.

احساس کردم پسرم از دستم رفت ، بزرگ شد و من دیگر نمی توانم بفهمم پشت دیوارهای مدرسه چه می کندو

خوب نبود ، اول مهر را چه کنم!


(بدون عنوان)

کار میجویم 


دوران قالب‌های گچی و فایبرگلس به سر رسید! قالب‌های تهیه شده با فناوری چاپ سه‌بعدی یاور و روحیه‌ساز بیماران دچار شکستگی

تا دچارش نشده باشید، نمی‌دانید که تحمل قالب‌های گچ یا فایبرگلس، وقتی که دست و پایتان شکسته باشد، چقدر زجرآور است، خارش و بوی بد کلافه‌تان می‌کند، پوستتان نمی‌تواند نفس بکشد و وزن قالب اذیتتان می‌کند.

اما شاید فناوری چاپ سه‌بعدی به این دوران خاتمه بدهد، «جیک اویل» نمونه ابتدایی قالب سبکی را به این صورت درست کرده است:

این قالب قابل شستشو است و به پوست اجازه تنفس می‌دهد.

این قالب باید با فناوری چاپ سه‌بعدی، مخصوص هر بیمار تهیه شود، بعد از گرفتن اشعه ایکس از بیمار، عضو او باید اسکن سه‌بعدی شود، تا شکل بهینه قالب مشخص شود، قالب باید پیرامون قسمت شکسته شده، قوی‌تر و چگال‌تر باشد.

سپس چاپگرهای ویژه، با استفاده از پلی‌آمید، این قالب‌ها را چاپ می‌کنند. برخلاف قالب‌های معمول، می‌توان بعدا از ماده استفاده شده در این قالب‌ها، دوباره استفاده کرد.

پیداست که این قالب‌ها، مشکلات خاص خودشان را دارند، مثل چاپ کردن آنها حدود سه ساعت طول می‌کشد، در  صورتی که خیلی راحت می‌شود ظرف چند دقیقه یک عضو شکسته شده را گچ گرفت، البته قالب‌های گچی معمول برای اینکه به استحکام لازم برسند به ۲۴ تا ۷۲ ساعت، زمان نیاز دارند.

البته به گمانم یک مشکل قالب‌های جدید این است که عیادت‌کنندگان بیمار نمی‌توانند رویش یادگاری بنویسند!

منبع


کوله پشتی گوگل را قرض بگیرید و ناشناخته‌ترین جاهای دنیا را به همه نشان بدهید

آیا در شهر محل زندگی خود جای دنجی را در طبیعت می‌شناسید که کمتر کسی موفق به دیدنش شده است؟ آیا می‌خواهید چشمه‌ای در ارتفاع، قلعه‌ای باستانی در منطقه‌ای پرت یا برکه‌ای را در دل یک جنگل انبوه به جهانیان نشان بدهید؟

یک راه این است که با یک دوربین دیجیتال راه بیفتید و عکسبرداری کنید و بعد عکس‌ها را در اینترنت آپلود کنید، اما با این کار شمار اندکی را متوجه می‌کنید. چقدر خوب بود که محل مورد نظر شما وارد گوگل استریت می‌شد!

اما گوگل استربت کجا و محل مورد نطر شما کجا؟!

درست است که گوگل خودروها، دوچرخه‌ها، گاری‌ها و برف‌نوردهای نقشه‌کش دارد، اما با هیچ کدام از این وسایل نمی‌توان به قله یک کوه رفت یا به دل صحرا و جنگل زد.

گوگل در یک اقدام جالب و جاه‌طلبانه کوله‌های مخصوصی مجهز به دوربین‌های ویژه یا اصطلاحا Trekkerهایی تولید کرده است و این امکان را فراهم کرده است که افراد داوطلب این کوله‌ها را قرض بگیرند، به منطقه مورد نظر بروند و به عبارتی چشم گوگل شوند.

دوربین ویژه روی این کوله‌ها، تحت اندروید کار می‌کند و ۱۵ لنز دارد که باهم یک منظره ۳۶۰ درجه پانورامیک ایجاد می‌کنند، هر ۲٫۵ ثانیه یک بار، این دوربین عکسی می‌گیرد.

در نخستین مأموریت، گراند کانیون در آریزونا با این دوربین‌های کوله‌ای عکسبرداری شد و وارد گوگل استریت شد.

برای قرض کردن یکی از این کوله‌های می‌توانید به اینجا بروید. طبق معمول هوس قرض کردن این کوله‌ها را در ایران نکنید!


اما جالب است بدانید که یکی از نقاطی که توسط همین کوله‌های نقشه‌برداری شده است، جزیره کوچکی در ژاپن به نام هاشیما است که گونکانجیما یا جزیره نبرد هم نامیده می‌شود.

این جزیره فقط ۶۵ هزار متر مربع مساحت دارد، با این حال زمانی میزبان پنج هزار کارگر معدن زغال‌سنگ بود، در دهه ۶۰ با کاهش تقاضای زغال سنگ، این جزیره متروک شد. آخرین کارگران هم در سال ۱۹۷۴ از جزیره خارج شدند و از آن به بعد مادر طبیعت، شروع به تغییر و فرسودن بناهای جزیره کرد. در سال ۲۰۰۹،  جزیره برای بازدید توریست‌ها باز شد.

و حالا گوگل این جزیره متروک را با کوله‌هایش به همه دنیا نشان می‌دهد.

اینجا را ببینید.

حالا تصور کنید که با این پروژه جدید گوگل چه جاهای جالب و بکری در طبیعت یا چه اماکن قدیمی و متروکی که به رؤیت ما نخواهد رسید.